واقعیت خداوند

به نام بزرگی پروردگار بزرگ

خدای من، خدای بزرگ و مهربانم!

وقتی در حال قدم زدن  در امتداد جاده، یا روی خاک و یا بالارفتن از کوه هستم، هر جا که ریگها و سنگها را میبینم ، بی اختیار لبخند روی لبانم نقش میبندد.آخر شنیده ام که تعداد ستاره های آسمانت از تعداد سنگها و ریگهای روی زمین بیشتر است.ستاره هایی که خورشید ما در مقابل بعضیشان خیلی کوچک و حقیر است!

همین باعث میشود تا احساس تنهایی نکنم.باعث میشود تا نگرانیها و ناراحتیهای روزمره نتوانند بر چهره آرامشم چنگ بکشند.

 

وقتی عظمتی چنین بی انتها را در کنار خودم حس میکنم،دیگر اجازه ابراز نیاز به غیر از تو را به خودم نمیدهم.

 

در آشفته ترین لحظات زندگیم، همیشه خودم و همه آنچه داشته ام را به تو سپرده ام و ناخودآگاه آرامشی عجیب بر حال دلم مستولی شده است.

 

در تمام دوران عمری که از تو گرفته ام، جزمهربانی و بزرگی و همراهی از تو چیزی ندیده ام.

به غیر از اینکه رویاهایم یکی بعد از دیگری تحقق یافته اند از تو چیز متفاوتی ندیده ام،حتی گاه از غیر ممکنی محکم شده، برایم امکان ساخته ای.

امشب این وبلاگ را ایجاد کردم تا جهت ماندگاری ،کلیه خواسته ها و اهداف و نیایشهایم را برایت اینجا بنویسم ، ویرایش کنم و جلو بروم.


/ 2 نظر / 26 بازدید
باران

خدای من ....چرا من احساس تنهایی میکنم....

باران

امیدوارم آغاز وبلاگت آغاز وفور بیشتر نعمت ها و سپاس بیشتر باشد